خاطرات بارداریه من


سلام عزیزم. منو بابایی دیروز رفتیم بیمارستان برای چکاب . بابایی هم اومد توی اتاق معاینه.یعنی من از دکتر خواستم که بیاد تو اخه دلش میخواست که صدای قلبتو بشنوه.
عزیزم الهی که فدات بشم دکتر تا گوشی رو روی دل مامان گذاشت صدای قلبتو شنیدیم و این اسمانی ترین و قشنگترین صدایی بود که توی عمرم شنیدم. بابا از خوشحالی گریش در اومده بود.

بعدش رفتیم سونو که اونجا هم تا تو رو دیدیم هر دو از خوشحالی گریه کردیم.دکتر گفت خدارو شکر همه چیز درسته و شما سالمی. خدا رو شکر و صد در صد هم پسر هستی.
راستی برات کلی وسایل خریدیم عزیزم. از شامپو و صابون گرفته تا رخت و لباسو کالسکه و کریر.

عزیزم منو و بابایی خیلی دوست داریم و تقریبا هر هفته میریم برات خرید میکنیم.نمیدونی چه کیفی داره که برای شازده کوچولوی خودمون خرید میکنیم.به امید خدا شما هفته اول تیر به دنیا میایی و به زندگی شیرین ما شیرینی صد چندان اضافه میکنی عزیزم.



این نامه ها رو برات مینویسم که که وقتی بزرگ شدی بدونی تو همه هستیه منو بابایی هستی.پسر نازم دکتر میگفت که ما شا الله خیلی رشدت خوب بوده. خدا رو شکر عزیزم.



پسر نازم مواظب خودت باش . و مامانو ببخش اگه اذیت میشی چون مامان تنهاست و اینجا کسی نیست که کمکش کنه.مجبوره همه کارهاشو خودش انجام بده. از خدا بخواه که به مامانو بابات سلامتی بده که همیشه سالم و سلامت سایشون بالای سرت باشه.

پسر قشنگم. دوست دارم به اندازه همه مهربونیه خدا. برامون دعا کن.(2/12/87 21 هفته و 3 روز) چشمک




بالاخره مامی مچتو گرفت

سلام عزیزم الان که دارم برات مینویسم ساعت 4:30 عصره و امروزم 3 شنبه 8 بهمنه .
کوچولوی نازم دوست دارم عزیزم. امروز از ازمایشگاه زنگ زدند حدود ساعت 2:30 و گفتن که نینی شما سالمه و جنسیتش هم پسره . بله یه پسمله قند عسله .
الهی که من فدای اون مظلومیتت بشم که تا یک ماه پیش هم توی سونو میگفتن پشتت به مانیتوره و معلوم نیست که چی هستی. مامان جونم دوست دارم پسر قشنگم.
من فردا میرم توی 5 ماه (18 )هفته میشم.

مامانی امشب میخواهیم با بابا بریم برات کلی خرید کنیم.

پسر ناز مامان عزیز دل مامان اسم نازتو گذاشتیم ( کیا راد ) به معنیه بزرگ و بخشنده. الهی که مامی فدات بشه. عزیزه دلم.

مواظب خودت باش برام دعا کن برای همه دعا کن تو الانم تو یه عالمه بهشتی هستی.

به اندازه همه دنیا دوست دارم به اندازه همه مهربونیه خدا دوست دارم و خدا را هزاران مرتبه سپاس میگویم که یک میوه بهشتی نصیبم کرد.

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :